گاهی بی بهانه... (خرید جهنم!)

اين صفحه نسخه ذخيره شده مطلب است. ( مشاهده نسخه اصلي )
  10 شهريور 1389

benyamin

در قرون وسطی کشیشان ، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول ، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.



فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

- قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:

- ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.

اسم ان مرد ، کشیش مارتین لوتر بود.



11 شهريور 1389

rozi

جالب بود


11 شهريور 1389

ياشكين

عالی بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا





© Iran Mobile Phone Information Network